ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
مقدمهء مصحح 28
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
برده و ياقوت نيز در جلد 8 صفحه 473 گويد نام آن سارو و معرّب آن ساروق بوده است . و مؤلف چنين گويد : « در همدان نامه كه عبد الرحمن بن عيسى الكاتب الهمدانى كرده است آورده است يكى بالفاظ پهلوى كه : سارو جم كرد * بهمن كمر بست دارا [ ى ] دارا [ ( 1 ) ] * گردآهم آورد و اين كلمات پهلوى حجتست پهلوى گويان را همچنانكه عرب را شعر تازى » ( ص 521 ) و اگر چه مؤلف كتاب اين شعر و شعر مربوط بهماى چهرآزاد را بطريق نثر و در ضمن سطور ثبت كرده است ، ليكن معلوم است كه اين عبارات شعر است و نثر نيست ، خاصه ترانهء ( سارو ) كه علاوه بر اطلاق لفظ ( پهلوى ) بر آن كه از مختصات اشعار و در كتب متفرقهء عربى و فارسى آنها را ( فهلوى ) و جمع آن را ( فهلويات ) نويسند ، ما با وزن اين اشعار هم آشنائى داريم ، و آن نوعى از اشعار قديمست ، و اين همان وزني است كه اشعار كردى تاكنون هم به همان وزن گفته مىشود - و قطعهء كردى او رامان [ ( 2 ) ] كه گويند در كردستان به خط پهلوى كشف شده نيز به همين وزن است ، و اين قطعه بر ده هجا است كه در هجاى پنجم سكوت پيدا مىشود ( فع لن مف عولن ، فع لن مف عولن ، ) و در لخت اول بمناسبت درآمد آهنگ يك هجا حذف شده است .
--> [ ( 1 ) ] ظاهرا اصل چنين بوده است : داراى دارآيان . كه با قرائت مخفف ياء اضافه ، درست پنج هجا مىشود و از طرز تلفظ اين نام در زبان پهلوى ( داراى دآرايان ) هم تخطى نشده است . [ ( 2 ) ] رجوع كن بمقالهء شعر در ايران - سال 5 شماره 5 مجلهء مهر از قديم هر چه شعر كردى ديده شده است همه به همين وزن بوده ، و امروز هم تمام ترانهها - و غزليات و قصايد و مثنويات كردى به اين وزن است - از آن جمله تمام ديوان ( ملا پريشان ) كه يكى از عرفاى شيعهء كرد و اساتيد شعراى اين طايفه بوده است به همين وزنست - و اين وزن را خوانندگان كرد هم در ضمن آواز و اداى آهنگ به كار مىبرند و هم در ترانه و تصنيف آن را ميخوانند ، و شعر متن دليلى ديگر است كه اين آهنگ و وزن از آهنگهاى قديمى ايرانى است و اختصاصى كه تاكنون بكردان داشت فرضى بيش نبوده است ، چيزى كه هست ميتوان آن را از اوزان غربى ايران و مملكت ( ماد ) و مختص بدانجا دانست .